الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

15

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

الحسن عليه السّلام ، و قلت له : من اعامل و عمّن آخذ و قول من أقبل ؟ فقال عليه السّلام « العمرىّ ثقتى ، فما أدّى إليك عنّى فعنّى يؤدّى ، و ما قال لك عنّى فعنّى يقول ، فاسمع له و أطع ، فإنّه الثقة المأمون » « 1 » . 11 - و أخبرنا أحمد بن إسحاق أنّه سأل أبا محمّد عليه السّلام عن مثل ذلك ، فقال : « العمرىّ و ابنه ثقتان ، فما أدّيا إليك عنّى فعنّى يؤدّيان ، و ما قالا لك فعنّى يقولان ، فاسمع لهما و أطعهما ، فإنّهما الثّقتان المأمونان » الخبر « 2 » . 12 - و هذه الصائفة أيضا مشتركة مع الطائفة الاولى فى الدلالة على اعتبار خبر الثقة المأمون . ترجمه : ( تمسّك به طائفه دوم از اخبار در حجّيت خبر واحد ) و از جمله اين اخبار ، احاديثى است كه دلالت بر رجوع دادن آحاد از روات به آحاد از اصحاب ائمه دارد ، به نحوى كه عدم فرق ميان فتوا و روايت از اين اخبار استفاده مىشود يعنى همان‌طور كه فتواى آحاد از اصحاب براى روات حجّت است ، روايت ايشان هم براى آحاد از اصحاب حجّت است . مثل : 1 - ارجاع امام روات را به زراره در اين كلامش كه فرموده : زمانى كه ارادهء حديثى نمودى ، بر تو لازم است كه نزد اين شخص جالس بر وى ، در حالى كه اشاره به زراره مىفرمود . 2 - و مثل اين فرمودهء حضرت در روايتى ديگر كه فرموده : و امّا آنچه را زراره از پدرم نقل مىكند ، ردّش جايز نمىباشد . 3 - و مثل فرمايش امام به ابن ابى يعفور پس از آنكه او از حضرت سؤال كرد كه : وقتى در مسأله‌اى مورد سؤال واقع مىشويم و يا نيازمند به آن مىگرديم ، به چه كسى رجوع نمائيم ؟ حضرت فرمودند : چه چيز تو را از رجوع به ثقفى ( يعنى محمّد بن مسلم ) بازداشته است ؟ وى از پدرم احاديث بسيار شنيده و نزد ايشان محترم بوده است . 4 - و نظير آنچه امام در روايتى كه از كشىّ نقل شده به سلمة ابن ابى حبيبه فرمودند : نزد ابان ابن تغلب برو ، زيرا كه وى از من حديث بسيار شنيده ، پس آنچه براى تو از من روايت كند تو مىتوانى ، استنادا به من روايت كنى . 5 - و مثل اين فرمودهء امام به شعيب عقرقوفى پس از آنكه سؤال كرد به چه كسى رجوع

--> ( 1 ) - الكافى : ج 1 ص 329 - 330 ح 1 . ( 2 ) - الكافى : ج 1 ص 329 - 330 ح 1 .